X
تبلیغات
رایتل
1390/05/26 @ 02:55 ق.ظ

یه پست برای بانوی عزیزم شیما

امشب خواست دوستی عزیز و نازنین را اجابت می کنم 

 

پس دو پست رو را با هم بخوانید( با تشکر فراوارن)


 

کاش می توانستم در آغوشت با قلبی آکنده از درد 

 

و جگر به خون نشسته لحظه ء سر بر شانه هایت نهم 

 

تا با نجوای نورانیت یادم آری که همیشه در کنارم هستی 

 

و مرا با خود خواهی برد تا طعم لذت بخش  

 

آغوشت را با تمامی جانم حس کنم 

 

دیریست که ثانیه ها و دقیقه ها و ماه و سال ها را  

 

لحظه شماری می کنم تا معشوقم را در آغوش گیرم! 

 

زجام شراب محبتت جرعهء نوشم و ز عشقت لبریز گردم 

 

دستان سردم را به دستان پر مهرت سپارم 

 

و ذهن آشفته ام را ز وجود تو آرام سازم 

 

که سر منشاء تمام خوبی های جهانم هستی 

 

تو را ز وجود خود بیشتر از پیش می خواهم  

 

که من عاشق و شیدای تو ام ای معشوق همیشه حاضر  

 

خداوندا این عشق ملکوتیت را ز من دریغ مساز  

 

که دیگر نمی توانم تاب آرم  

 

۱۳۹۰/۵/۲۵ 

۲۳:۵۵