داشتم تو گوگل دنبال یه فرد چاق می گشتم
که به تصویر بر خوردم خودم چهارتا شاخ به این گندگی در آوردم
فقط فحش ندین هااااااااااااااااااااا

....
چقدر خوب می شد آدم ها هیچ مشکلی نداشتن
خستم!
از خودم!
از زندگی!
از ...
... ولی با تمام خستگی و تنفر هنوز خدا با منِ و کافر نشدم
امان از دست این دکتر ها!!!
خب چند وقت پیش بخاطر میگرنم رفتم دکتر گفت که باید زالو
پشت گوشت بزاری
منم انجام دادم بماند که چقدر به نظرم مسخره اومد
از دیروز پشت هر دوتا گوشام به اندازه یه بند انگشت باد کرده
یه درد مسخره ای هم داره نمی تونم سرم رو بالشت بزارم
۲ شبه نخوابیدم 
گاهی وقت ها یه چیز های خیلی معمولی باعث
به یاد آوردن بعضی خاطرات شیرین میشه !
شاید خاطرات شیرین باشن ولی آیا همیشه با یاد آوریش لبت رو خندان می کنه؟
من که اینجوری فکر نمی کنم !!!
امشب دلم گرفت بخاطر یه خاطره
اونم همش سر کشک بادمجان
اینم یه باربی برای اونایی که تا حالا از پست هام خسته شده بودن
و اما بعد
ادامه مطلب ...